حسن حسن زاده آملى

390

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

كرده‌اند چون نراقى در « جامع السعادات » . مقصود از تجسّم تحقّق و تقرر نتيجهء اعمال در صقع جوهر نفس است . و چون نتائج اعمال ، ملكات قائم به ذات نفس بلكه عين گوهر و شئون و اطوار وجودى ذات نفس‌اند ، از اين معنى تعبير به تجسّم گرديد يعنى چيزى كه قائم به ذات خود است نه اينكه اعمال كه اعراض‌اند با حفظ مرتبهء دنيويّه به اجسام منتقل گردند يعنى اجسام گردند چه اينكه تجافى مطلقا محال است . فى « الاحتجاج » عن الصّادق عليه السّلام انّه سئل : أو ليس توزن الأعمال ؟ قال : لا ، لأنّ الأعمال ليست أجساما و إنّما هى صفة ما عملوا ، و إنّما يحتاج إلى وزن الشّىء من جهل عدد الأشياء و لا يعرف ثقلها و خفّتها ، و إنّ اللّه لا يخفى عليه شىء . قيل : فما معنى الميزان ؟ قال : العدل ، قيل : فما معناه فى كتابه : فمن ثقلت موازينه ؟ قال : فمن رجح عمله « 1 » . تعبيرات تجسّم اعمال و تجسّد أعمال و تجسّم اعراض در آيت و روايتى نيامده است . ظاهرا اين تعبير را از حاصل مضمون روايات كه در تمثّل ملكات نفسانى وارد شده است ، اتّخاذ كرده‌اند و ما تفصيل بحث تمثّل را در شرح فصّ پنجاه‌وسوم « شرح فصوص » فارابى آورده‌ايم . متألّه سبزوارى ( ره ) در شرح ابيات مذكور « مثنوى » گويد : « روز مرگ اين حس تو - اه » اين حواس طبيعى تو . « نور جان دارى » كه پرتو اندازد بر پنج حس نفسانى دگر جز اين پنج حس . « در لحد كاين چشم را - اه » يعنى اين ديده را خاك پركند ، ديدهء دل بايد كه حق‌بين باشد . نور علم و معرفت و نور عمل كه در روح امرى ملكه شود ، گورهاى او همه روشن باشند چه خود تن برزخى و قالب مثالى كه چون فانوسى و مردنكى مستنير به آن روح نورانىاند ، و چه آن قبر برزخى كه در حديث شريف است كه : قبر المؤمن روضة من روضات الجنان ، بلكه حكم سرايت مىكند به همين

--> ( 1 ) - « تفسير صافى » اول سورهء اعراف ذيل آيهء 8 .